مرتضى مطهرى
91
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مطعومات و ملبوسات خير قوهء شهويه ، و غلبه و پيروزى خير قوهء غضبيه ، و رسيدن به حق و جميل خير قوهء عقليّه مىباشند . سپس اضافه مىكند كه ممدوح و مورد ستايش واقع شدن و محترم واقع شدن در نزد مردم از خيرات و لذات قوهء عقليه است . در اينجا راجع به چند مطلب بايد توضيح داده شود : 1 . معنى « مطلق » و « نسبى » و اثبات اينكه بعضى خيرات و شرور نسبى مىباشند . 2 . آيا اگر خير و شر نسبى باشند در مورد افراد مختلف مصداق دارد و يا در مورد قواى مختلف يك فرد نيز مىتوان گفت ؟ 3 . ملاك و مناط و سرّ اختلاف پيدا كردن خير و شرها دربارهء افراد مختلف يا دربارهء قواى مختلف يك فرد چيست ؟ 4 . فرق بين « حق » و « جميل » چيست ؟ 5 . آيا خيرات عقليّه در اشخاص مختلف يا ملّتهاى مختلف متفاوت است يا نه ؟ 6 . چگونه است كه شيخ نيل به شكر و مدح و احترام را از لذات عقلى شمرده است ؟ اكنون به پاسخ هر يك مىپردازيم . 1 . معنى « مطلق » و « نسبى » و اثبات نسبى بودن خيرات و شرور اول بايد معناى « مطلق » و « نسبى » را ذكر كنيم . ممكن است مراد كسى از « مطلق » و « نسبى » آن اصطلاحى باشد كه حكما گاهى به تعبير « حقيقى » و « اضافى » و يا تعبير « نفسى » و « اضافى » ذكر مىكنند مثل اينكه مىگويند صفات بارى تعالى يا حقيقى است و يا اضافى ، و يا اينكه مىگويند اتّصال يا نفسى است يا اضافى . در اين گونه موارد مقصود اين است كه بعضى از معانى در تحقّق خود احتياج به دو چيز دارد زيرا نسبت ميان دو چيز است ؛ مثلًا « رازقيّت » يك مفهوم اضافى است زيرا دو چيز بايد باشد يكى رازق و ديگرى مرزوق تا نسبت « رازقيّت » تحقّق يابد ؛ امّا صفت « موجود بودن » يا « قادر بودن » يا « كامل بودن » چنين نيست . « اتّصال » در بعضى از معانى خود مثل اينكه مىگوييم : « حلقههاى زنجير به يكديگر